بازاریابی عصبی یا نورو مارکتینگ

بازاریابی عصبی یا نورو مارکتینگ
(97.14%) از 35 رای

بازاریابی عصبی یا نورو مارکتینگ

سلام خدمت همه کاربران عزیز گروه تحقیقاتی نتورک مارکتینگ بنده حسین نعمتی عضو کوچکی از گروه تحقیقاتی نتورک مارکتینگ هستم امروز میخوام راجعبه بازاریابی عصبی یا نورو مارکتینگ صحبت کنم

خیلی از شما شاید برای اولین بار این جمله به گوشتون میخوره ولی جالبه بدونید این روزها نورو مارکتینگ خیلی بر سر زبانها افتاده است. به جا و بی جا این اصطلاح را در بعضی گفتگوها میشنویم و در برخی نوشته ها می بینیم. حالا این نورومارکتینگ (بازاریابی عصبی)چیست؟ و به چه دردمان می خورد بماند! ترس من از  نوابغی است که بلافاصله کلاسهای مهندسی نورومارکتینگ در تبلیغات به راه می اندازند .

از سویی دیگر برخی از شرکتها که به دنبال موضوعات نو و جدید هستند هم در دام شرکتهای تبلیغاتی اینکاره افتاده و کمپینهای نورومارکتینگ برای تسخیر مغز مشتریان را می خرند. غافل از اینکه همه این هیاهو ها به خاطر یک مشت دلار است و بس! در این میان البته هستند نشریاتی که سعی در بالا بردن آگاهی جامعه تبلیغاتی کشور دارند و همین که سد راه نوابغ اصطلاح سازی می شوند کارشان جای تقدیر دارد.

بازاریابی عصبی یا نورو مارکتینگ

نورومارکتینگ چیز غریبی نیست، از قدیم الایام هم بوده و وجود داشته، منتها این چنین تئوریزه نشده بودتا این که دو نفر به نامهای رنوویس و مورین آن را به شکل امروزی در آوردند. نورومارکتینگ، همین طور که از نامش پیداست، از دو کلمه نورو و مارکتینگ تشکیل شده و نقطه شروع آن استفاده از نتایج تحقیقات رشته مغز و اعصاب و تکنولوژیهای اندازه گیری فعالیتهای مغز انسان در برنامه های بازاریابی  است.

بازاریابی عصبی
بازاریابی عصبی

موضوع از آنجاها شروع شده بود که متخصصین تبلیغات و بازاریابی فکر میکردند که اگر بدانیم مغز انسان به چه چیزهایی بیشتر توجه می کند، میتوانیم پیامهایمان را به گونه ای طراحی می کنیم که برای مغز انسان جالب توجه و قابل دریافت باشد و رفتارهایی انجام دهد که مطابق اهداف پیام باشد .لازم بود تادانش نورولوژی(مغز وعصب شناسی) و مارکتـینگ در کنار هم قرار بگیرند تا کـنترل کلید خریـد در مغـز مشـتری به دستــمـان بیافتد . ظاهر قضیه بسیار آسان می نمود  اما در عمل رسیدن بـه کنـترل مغز بشر که یکی از آرزوهای دست نیافتنی بشر است خیلی هم ساده نبود.

برخی از محقـقان که ادعـای کمتری داشتند تا به اینـجا بـسنده کردند که فقـط کدهای تحریک کننده مغز را شناخته ایم و این تازه اول راه است. از این جا به بعدکسانی موفق هستند که با استفاده از نکات مورد توجه مغز آدمی در طراحی  پیام، کامپینهایشان را به گونه ای برنامه ریزی کنند که اثربخشی بیشتری داشته باشند. برخی دیگرکه بازاری تر عمل می کردند ادعای دستیابی به کلید خرید در مغز انسان  و شناخت کامل درباره رفتارهای مشتری را مطرح کردند و خیـلی از حرفهـای بیات و قدیمی را رنگ کرده و به عنوان تئوریهای جدید به خورد مشتاقان دادند. البته در نتیجه، تفاوت زیادی بین حرفهای این گروه تا عملهایشان وجود داشت.

بازاریابی عصبی یا نورو مارکتینگ

منابع اصلی نورومارکتینگ شامل سه کتاب است و باقی دوستانی هم که مانند بنده در این زمینه قلم میزنند در هرجای دنیا که باشند قسمت عمده منابعشان همین سه کتاب است. اضافات کار مهم است که تجربیات تخصصی نگارندگان در زمینه کاری هر کس است که مقالات را عملی تر و متفاوت تر می سازد.

کتابهای «غیر منطقی اما قابل پیش بینی» ( Predictably Irrational) ، خریدشناسی (Buyology) دو کتاب جدیدتر نسبت به اولی هستند که سرنخهایی را درباره مکانیزم تصمیم گیری مشتریان در هنگام خرید به ما داده اند. البته همانطور که گفتیم تمام این فعالیتها با حرکت پاتریک رنوویس ( Patrick Renvoise ) در سال 2002 شروع شد و کریستوف مورین (Christophe Morin ) هم در ادامه به او پیوست و کتاب نورومارکتینگ ( Neuromarketing ) نتیجه تحقیقات این دو نفر بود که در نهایت به بازار آمد و نام این مبحث جدید در بازاریابی را مشخص نمود. نورومارکتینگ، نوعی بازاریابی است که بر اساس رفتارهای مغز انسان استراتژیهای خود را مشخص می کند.

بازاریابی عصبی یا نورو مارکتینگ

از اینکه میشنویم یک فرد در یک نقطه از ایران و یا در خارج از ایران با آموزش های مارکت اِم اِل اِم ، تیم فروش منظمی راه اندازی کرده است ، بسیار خوشحال میشویم و برای ادامه کار انرژی میگیریم.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.